دانش هسته ايي و استفاده نظامي از آن اگر چه براي اولين بار از آمريکا آغاز شد اما کشور هاي ديگري مانند شوروي سابق، فرانسه، انگليس، چين و .... نيز آنرا دنبال کردند و بدست آوردند.
دانش هسته ايي و استفاده نظامي از آن اگر چه
براي اولين بار از آمريکا آغاز شد اما کشور هاي ديگري مانند شوروي سابق،
فرانسه، انگليس، چين و .... نيز آنرا دنبال کردند و بدست آوردند.
به گزارش بی باک به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، آمريکايي ها که بدنبال حق
انحصاري دانش هسته ايي بودند پس از دسترسي شوروي به بمب هسته ايي در سال
1953 در هشتمين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد طرح تاسيس آژانس بين
الملي انرژي اتمي تحت نظارت سازمان ملل متحد را پيشنهاد کردند و مورد
تاييد قرار گرفت و اساسنامه آن ژنو مورد تاييد شد.
در سال 1968 پس از دستيابي چين به دانش هسته ايي قراردادي در مجمع عمومي
سازمان ملل متحد تصويب شد که جز پنج کشور دارنده سلاح اتمي { آمريکا ،
شوروي سابق ، فرانسه ، انگليس ، چين} هيچ کشور ديگري حق تکثير، توليد و
انتقال تکنولوژِی يا سلاح هسته ايي را ندارد.
اين قرارداد به «پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته ايي» موسوم به « n.p.t »
معروف شد. تا سال 2000 جمعا 87 کشور اين پيمان را امضا کردند اما کشورهايي
مانند هند، پاکستان و رژيم نامشروع صهيونيستي و ... برخلاف پيمان براي
دستيابي به سلاح هسته ايي اقدام کردند و به نتيجه رسيدند.
قبل از انقلاب اسلامي ايران با هدايت آمريکا ايران در صف استفاده کنندگان
از دانش هسته ايي قرار گرفت به طوري که رييس جمهور وقت آمريکا براي تبليغ
طرح اتم براي صلح، يک راکتور اتمي به ايران تحويل داد.
دولت وقت ايران با حمايت آمريکا ايجاد 23 نيروگاه اتمي با ظرفيت 23000
مگاوات را به شدت دنبال مي کرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به پيمان
منع گسترش سلاح هسته يي وفادار ماند. پس از اتمام جنگ تحميلي در تارخ 19
دي 1373 ايران قراردادي را با روسيه جهت تکميل نيروگاه اتمي بوشهر به امضا
رساند که موجب فشارهاي بين الملي به ايران شد.
آمريکايي ها در تداوم مخالفت هاي بي مورد خود در سال 1377 موفق به تصويب
تحريم فن آوري هسته ايي و موشکي ايران در کنگره آنمريکا شدند و با تحميل
راي خود در اجلاس سران هفت کشور صنعتي جهان موسوم به G7، ايران را از حق
برخورداري تکنولوژِی دومنظوره محروم کردند.
الف) نامه 2003 صادق خرازي
بلافاصله پس از سخنراني بوش در مورد خطر هسته اي ايران در سال 2001
ميلادي، گروهک منافقين با برگزاري يک کنفرانس مطبوعاتي، به ارائه گزارشاتي
از فعاليت هاي هسته اي ايران پرداخت که با همکاري سرويس هاي جاسوسي اسرائيل
به دست آمده بود.
فاطمه حقيقت جو نماينده اصلاح طلب مجلس ششم، در سخنراني خود در دانشگاه
ماساچوست امريکا و در جمع گروهک منافقين در اين باره مي گويد: «فعاليت هاي
هسته اي ما محرمانه بود، اولين بار در دولت خاتمي بود که اين فعاليت ها
علني شد. از آنجا که در فعاليت هاي هسته اي طبقه بندي خاصي وجود داشت، حتي
رئيس جمهور هم از برخي موارد مطلع نبود، چه برسد به نمايندگان مجلس، اما
مجلس ششم اين را علني اش کرد».
در حالي که در واکنش به علني شدن بخشي از فعاليت هاي هسته اي جمهوري
اسلامي ايران، دولت وقت ايران تصميم گرفت تا سياست «آشکار سازي فعاليت
هسته اي» را در پيش بگيرد، با حمله به برج هاي دوقلوي نيويورک در بيستم
شهريور 1380 فضاي بين المللي، بر اساس طراحي قبلي نو محافظه کاران آمريکا،
به سمت انتقام جويي آمريکا از مسببين اين حملات سوق داده شد، چنانکه جرج
بوش در سخنان تهديد آميزي، ايران را نيز يکي از «محورهاي شرارت» در جهان
معرفي کرد.
اين رويکرد نسبت به سياست هاي جديد دولت بوش، سبب شد تا در ايران، سياست
گزاران سياست خارجي دولت اصلاحات، به اميد در امان ماندن از تهديدات دولت
نومحافظه کار بوش، در قالب يک نامه تن به ارائه تعهدات و تضميناتي به
آمريکا بدهند که به نامه 2003 صادق خرازي معروف شد.
در اين نامه تحقيرآميز، دولت اصلاحات به آمريکا تضمين هايي داده بود. اين
نامه که به سفير سوييس در تهران تحويل داده شده بود، به جهت اعلام آمادگي
تهران براي از دست دادن اکثر منابع قدرت خود در برابر خواسته هاي ابتدايي،
آنچنان غير قابل باور به نظر آمد که با ترديد طرف آمريکايي مواجه شده و از
سوي آمريکا پذيرفته نشد، در عوض آمريکا اعضاي اتحاديه اروپا به همراه
البرادعي را براي افزايش فشار به ايران فرستاد.