پایگاه خبری بی باک نیوز | bibaknews.com

پنجشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ - 2012 February 23
تازه های سایت
نظرسنجی
به نظر شما کدام جریان اصولگرایی پیروز انتخابات مجلس نهم خواهد بود؟
1- جبهه ایستادگی
2- جبهه بصیرت‌ و بیداری‌
3- جبهه پایداری انقلاب اسلامی
4- جبهه متحد
پربیننده ترین عناوین
پربحث ترین عناوین
كدخبر: ۴۰۷۹۷
تاريخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
دوستان آن قدر بر آرزوهاي خود به عنوان تحليل تاكيد كردند كه از ياد بردند حاكميتي كه به طور رسمي از اسفند سال 81 پروژه اخراج اصلاح طلبان از حاكميت را رقم زده و در خرداد 88 آن را به ثمر رسانده، صرفا با چند سخنراني و بيانيه، حاضر نيست از پروژه خود دست بكشد.
خطاهاي خاتمي و حاميان وي در جبهه اصلاحات از فرط تكرار از حد كمدي و تراژدي نيز گذر كرده است.

به گزارش بی باک به نقل از کیهان، پايگاه اينترنتي روز آنلاين در ارزيابي دعوت طيف افراطيون مدعي اصلاحات به تحريم انتخابات نوشت: خوب يا بد، با توجه به جميع شرايط در حال حاضر، هم چنان اصلاح طلبان تنها نيروهايي هستند كه به عنوان موجوداتي دو زيست در جغرافياي جمهوري اسلامي، رشته هايي هر چند نازك در پيوند با حاكميت دارند كه حاشيه امنيتي، هر چند بسيار كوچك، برايشان فراهم مي كند و هم به دليل نزديك به 30 سال فعاليت در عرصه سياسي، از توان اجرايي و لجستيكي بيشتري براي پيشبرد طرح ها برخوردارند. اما عرصه سياست، عرصه سير در خيالات نيست، تحليل و تصميم گيري براساس آرزوها، نيروي سياسي را به واكنش هاي انفعالي و شكست در برنامه ها مي رساند. اين همان اتفاقي است كه در چند ماه گذشته براي بسياري از اصلاح طلبان و در راس آنها خاتمي، رخ داده است. شكي نيست كه جنبش سبز، جنبشي انتخاباتي بوده اما نكته آن است كه نمي توان و نبايد نام آرزوها و اميدهاي خود را تحليل گذاشت و سپس با باور كردن اين مساله، بر پايه آن به كنش سياسي پرداخت. از همان روز نخستي كه خاتمي و ديگر اصلاح طلبان، شروط خود را براي حضور در انتخابات اعلام كردند، تقريبا همگان متفق القول بودند كه هيچ نشاني در حاكميت براي پذيرفتن اين شروط وجود ندارد.

نويسنده اين تحليل اضافه مي كند: خاتمي و ديگر همراهانش با تاكيد يك جانبه بر شروط خود، سوي ديگر قضيه را فراموش كردند. هرگز پاسخي به اين سوال داده نشد كه اگر حاكميت، اين شروط را قبول نكرد، چه بايد كرد؟ جواب البته روشن، اما به همان اندازه نامشخص بود؛ شركت نمي كنيم! اين كار البته دو ضرر عمده داشت- و دارد؛ نخست آنكه كنش سياسي اصلاح طلبان در انتخابات پيش رو را به چيزي جز قهر سياسي تبديل نمي كند. همان قهري كه اصلاح طلبان پيش از آن با عنوان انفعال آن را نفي كرده بودند. از سوي ديگر، باعث اين نمي شد كه در آستانه انتخابات، با در دست گرفتن كاسه چه كنم، در پي اكسيري براي تاثيرگذاري بر انتخابات باشند.

دوستان آن قدر بر آرزوهاي خود به عنوان تحليل تاكيد كردند كه از ياد بردند حاكميتي كه به طور رسمي از اسفند سال 81 پروژه اخراج اصلاح طلبان از حاكميت را رقم زده و در خرداد 88 آن را به ثمر رسانده، صرفا با چند سخنراني و بيانيه، حاضر نيست از پروژه خود دست بكشد.

روز آنلاين ادامه مي دهد: عدم آمادگي لازم براي حالتي كه حاكميت شروط اصلاح طلبان را رد كند، باعث آن شده است كه هر روز بيانيه هاي شداد و غلاظ در ستايش تحريم فعال از سوي گروه هاي مختلف صادر شود. اين بيانيه ها با كلي گويي، پرگويي و لحني شعارگونه- آفاتي كه بلاشك در دوره رياست خاتمي دامنگير نيروهاي سياسي شد- خواستار در پيش گرفتن استراتژي تحريم فعال شده و بر فرمايشي بودن آن تاكيد مي ورزند. اما سوال اساسي در اين ميان، هم چنان مطرح است كه اين تحريم فعال قرار است چگونه و از چه راهي صورت گيرد؟ با كدام پيش زمينه و با كدام آمادگي ذهني؟ و اساسا قرار است چگونه ذهن مردمي را كه تا چندي پيش سخنراني ها و نوشته هاي پرملاط درباره لزوم حضور در انتخابات به عنوان تنها راه رسيدن به دموكراسي را مي خواندند، اكنون به سمت تحريم فعال برد؟ سوگمندانه، با وجود گذشت بيش از دو سال از آغاز جنبش سبز، برخي نيروهاي سياسي، هم چنان در محيط ذهني خودساخته باقي مانده اند و تصور مي كنند كه افكارعمومي، همچون مومي همواره در دست آنهاست و با چند بيانيه، مي توان به آن هر شكلي داد. خطاهاي اصلاح طلبان از فرط تكرار، از حد كمدي و تراژدي نيز گذر كرده است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: